تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نیست
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نیست
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....

پروردگارا، خداي من، ای همه بود و نبود من، ای نیکو کردار! منم همان بنده گریزان و


گنهکار، هر چه از تو می رسد نیکویی است و هر چه از من می بینی، گناه و غفلت




است. ا
تعظیم کنم و بزرگی ات را به سجده آیم. خاک درگاهت را سرمه چشم کنم و خود را

تسلیم تو کنم. به نیت تقرب و نزدیکی تو را تکبیر می گویم و تو بزرگتر از آنی که در
ذهن کسی بگنجی

از اون ورا رد شدی یه سرم به من بزن

ای هستی من میدانی که کیستم و چیستم
کمکم کن
دوستار شما**م.ش
هر صبح آغازي ديگر است هر صبح جهاني است که از نو تولد مي يابد امروز روزي نو
است. اين دنياي من است که امروز از نو بنياد مي يابد. سراسر حياتم را تا اين لحظه
گذرانده ام تا چنين روزي فرا رسد. اين لحظه اين روز همچون لحظه هاي ديگر در طول
ابديت خوب و گرامي است. برآنم که از اين
روز و لحظه لحظه آن بهشتي، زميني
بيافرينم امروز روز اقبال من است. 





می خواهمت یارا خواهم امد روزی 





در ضمن یکی از توقیعات ( نامه امام به شیخ مفید ) آمده: 


ما گر چه در مکانهای دور از ظالمان به سر می بریم خداوند متعال فعلا صلاح ما و شیعیان مومن ما را مادام که دنیا در دست فاسقان است چنین خواسته ما به ماجرای زندگی شما کاملا اطلاع داریم و از اخبار و آزاری که از ناحیه دشمنان به شما می رسد باخبریم چنانچه که با گذشتگان صالح اینچنین می شد. ولی ما شما را فراموش نمی کنیم و توجه کامل به شما داریم وگرنه سخت در فشار دشمن قرار می گرفتید یا دشمن شما را نابود می کرد تقوی و پرهیزکاری را پیشه کنید. امام (عج) در ضمن توقیع دیگر برای شیخ مفید چنین می نویسد: کسی که از برادران دینیت تقوی پیشه کند واز خدا بترسد و آنچه که بر عهده اش است به مستحق واگذار نماید از فتنه و آشوب باطل محفوظ خواهد ماند و اگر پیروان ما که خداوند آنان را توفیق دهد به اتفاق با صدق قلب وفای به عهد کنند برکت ملاقات با ما از آنها تاخیر نمی افتد وسعادت دیدار ما سریعا به آنها با کمال شناخت و خلوص خواهد رسید خداوندیار و یاور است و او برای ما کافی است و او نیکو نگهبان است و درود خدا بر آقای ما بشارت دهنده و ترساننده. محمد (ص) و دودمان پاکش باد. این نامه در آغاز شوال سال 412 هجری قمری ازناحیه مقدسه امام عصر (عج) برای شیخ مفید صادر گردیده است. 





این گفتار حاکی است که پنهان شدن امام عصر (عج) به خاطر عدم پذیرش جامعه است اگر جامعه صالح گردد و همه با کمال خلوص به اتفاق در برابر دشمن بایستند به ملاقات امام عصر (عج) خواهند رسید. ضمنا ناگفته نماند که توقیع امام عصر (عج) برای بعضی از علمای دیگر نیز صادر شده از جمله برای علی ابن الحسین بن موسی بن بابویه معروف به ابن بابویه پدر بزرگوار شیخ صدوق که در قم در قسمت شمال اول خیابان چهار مردان مدفون است و حرم و بارگاه دارد وی در زمان خود فقیه و پیشوای مردم قم بوده است و به گفته این ندیم وی 200جلد کتاب نوشته است و در سال 329به دیار ابدی شتافته است




ای بهارترین طلوع من ،
ازمشرق نگاه خسته ام ظهور کن
بعد از هفت خوان انتظار به جمعه رسیده ایم
و نشستن در میعاد گاه و رویت ندیده باز گشتن برایمان عادت شده.......
دلم آنقدر آلوده دلبستگی های دنیوی شده که حتی قلم را یارای نوشتن نیست
دیگر قلم به دل وصل نمی شود که بنگارد برای آمدنت ، قلم در میان
افکار پوچ ومشوش مغز ودل سر گردان مانده است
آقا جانم مرا به عشق تو پیوند زده اند حتی اگر عشقت در دلم کمرنگ
شود باید به گرمی آن ادعا کنم......
پس مرا در زلال نگاهت ودر سر چشمه ای دستانت پاک گردان
مرا به سوی پاکی و رهایی از دنیا سوق ده و مرا از آن خود کن

سالهاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم. به هر گلی که میرسیم، بوی تو را در
آن جست و جو میکنیم. در کوچه پس کوچههای عشق به دنبال معشوق میگردیم تا شاید
نشانی تو بیابیم و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم. چه زیباست لحظهی
قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری میگویند
پروردگارا بازهم فرصتی دیگر به من عنایت کردی نعمتی بزرگی که از شکر گذاری ان عاجزم
بدرستی ک
ه خدایا درست است (حسبی الله )یعنی پروردگارا تو مرا کافیستی 
خدایا ای مولای من ای سرور من ای سلطان عظیم ای پروردگای که زمین اسمان وهرانچه
در بین ان است تو را تسبیح می گویند به عظمت وجودیت قسمت می دهم که مرا در این راه
هدایت کن بنده کوچک تو (م . س .ش )





مهربانا همه واژه هایم در مدح تو سر تعظیم فرو آورده اند 
من و واژه هایم قاصریم از ثنای تو 
الهی مدتهاست که گوئی دیگر با تمام اشتیاق و تمنای دلم برای گفتن با تو
زبانم یارای سخن ندارد
پس همین بس که تو خود بهتر می دانی همهء وسعت قلبم از آن توست
الغیاث الغیاث الغیاث

الهی از حضور بی حضورت عطشی در وجودم گذاشته ائی
که هیچ آبی آن را فرو نمی نشاند
هر چه می خوانمت و 
هر چه در حضورت با سکوت می نشینم و
آنگاه که در آسمان بی انتها پرواز می کنم
ودر اعماق هستی سیر می کنم
می بینم ومی شنوم که 

تو به همهء زبانها پاسخ می گوئی ... 
اما باز هم گوئی هیچ پایانی بر بی تابی روحم نیست
من باز اینجا هستم ،اسیر ماده
اسیر تنگناهای تردید شیطانی
باز هم دلم نا شنوا و نابیناست
عاجز و درمانده 
اما الهی العفو مبادا که ره گم کرده باشم
ميلاد امام حسين عليه السلام مبارک باد![]()
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليک يا اباعبدالله الحسين
السلام عليک يا اباالفضل العباس
السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان
اموزگار عشق حضرت حسين بن علي عليه السلام و معلم ايثار و
فداکاري حضرت اباالفضل العباس و زينت عبادت کنندگان حضرت سجاد عليهم السلام
را خدمت پدر و مادر بزرگوارشان حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام
الله عليها و ام البنين سلام الله عليها و خاندان عصمت و طهارت و همچنين نور چشم
عرشيان و فرشيان حضرت مهدي موعود عليهم السلام تبريک وتهنيت عرض مي نمايم
عشاق عيدتان مبارک![]()

اولين مشتري مجلس پر فيض حسين مادرش حضرت زهراست خدا ميداند
در راه خدا چو نيست شد هست حسين شد عالم هستي همه پابست حسين

قضيه تكان دهنده آقا شيخ حسن كاظمينى
جناب آقا شيخ حسن كاظمينى فرمود: سال 1224, در كاظمين , زياد طالب تشرف خدمت حضرت ولى عصر
عجل اللّه تعالى فرجه الشريف بودم و به اندازه اى اين عشق و علاقه شديد شد كه از تحصيل باز ماندم و
ناچاريك دكان عطارى و سمسارى باز كردم .
روزهـاى جـمـعه بعد از غسل جمعه , لباس احرام مى پوشيدم و شمشير حمايل مى كردم و مشغول ذكـر مـى
شـدم .
(ايـن شـمـشـير هميشه بالاى دكان ايشان معلق بود) دراين روز خريد و فروش نمى كردم و منتظر ظهور امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف بودم .

يكى از جمعه ها مشغول به ذكر بودم كه سه نفر سيد جلوى صورتم ظاهر و به در دكان تشريف فرما شدند.
دو نفر از آنها كامل مرد بودند و يكى جوانى در حدود بيست وچهار ساله كه در وسط آن دو آقـا قرار داشت و
فوق العاده صورت مباركشان نورانى بود.
بحدى جلب توجه مرا نمودند كه از ذكر باز ماندم و محو جمال ايشان شدم وآرزو مى كردم كه داخل دكان من
بيايند.

آرام آرام با نهايت وقار آمدند تا به در دكان من رسيدند.
سلام كردم .
جـواب دادند و فرمودند: آقا شيخ حسن , گل گاوزبان دارى ؟ (و اسم دارويى را بردندكه ته دكان بود و الان
اسمش در نظرم نيست .
) فـورا عـرض كـردم : بـلى دارم .
حال آن كه روز جمعه من خريد و فروش نمى كردم و به كسى هم جواب نمى دادم .
فرمودند: بياور.

عـرض كـردم : چـشم و به ته دكان براى آوردن آن دارويى كه ايشان فرمودند, رفتم و آن را آوردم .
وقـتـى كه برگشتم , ديدم كسى در دكان نيست , ولى عصايى روى ميز جلوى دكان قرار دارد.
آن عصا, عصايى بود كه در دست آن آقاى وسطى ديده بودم .
عصا رابوسيدم و عقب دكان گذاشتم و بيرون آمدم و هر چه از اشخاصى كه آن اطراف بودند,سؤال كردم :
اين سه نفر سيدى كه در دكان من بودند, كجا رفتند؟ گفتند: ما كسى را نديديم .
ديـوانه شدم .
به دكان برگشتم و خيلى متفكر و مهموم بودم كه بعد از اين همه اشتياق ,به زيارت مـولايـم شرفياب شدم ,
ولى ايشان را نشناختم .




در اين اثناء مريض مجروحى را ديدم كه او را ميان پـنـبـه گـذاشـتـه اند و به حرم مطهر حضرت موسى بن
جعفر (ع ) مى برند.

آنها را برگردانيدم و گفتم : بياييد

چشم به راهان سپیده با آن " خورشید پنهان" انس و الفت دارند و او را هر چند غایب است،
" حاضرترین حاضران" می بینند و " حضور غایبانه" او را روشنایی راه خویش می سازند.
اینگونه است که منتظران، از وجود آن" آفتاب پشت ابر" بهره می برند و چنین جرعه نوش
باده شوقند و سرمست از صهبای عشق!
امید به آمدنش، انگیزه آفرین تلاش و حرکت است و بر دیدگان مشتاق دلدادگان او، "سرمه
انتظار!"
اینان، پای بندی به رضای مولا را، که در سایه تقوا و پرواست، تمرینی برای اطاعت عصر
حضور قرار می دهند و آنگونه که امام صادق علیه السلام فرمود منتظران ظهور در
عصرغیبت اند و گوش به فرمان او در هنگام حضور:" طوبی لشیعة قائمنا، المنتظرین
لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره..." (1)
بذر انتظار، زندگی منتظران را بارور می سازد و به زندگی ها شور و امید می بخشد، تا در
ساختن فردایی روشن و سعادت بخش، سهیم و شریک باشد.
تلاش و تحرک، ثمره بذر مقدس انتظار است.
آنان که دیده امیدوار خود را به روزی دوخته اند که با آمدن مهدی" عجل الله تعالی فرجه
الشریف" سایه عدالت جهانی همه جا و همه کس را فراگیرد، اگر از پیشگامان این
عدالتخواهی و عدل گستری نباشند، به آن امید و این امیدواری باید به دیده تردید نگریست.
باید پرسید، در خودمان و جامعه مان و محیط زندگی مان، چه تمهیدات و زمینه هایی را برای
تحقق این آرمان گوهرین فراهم ساخته ایم؟
آن امام موعود برای عدل گستری جهانی، نیرو و یاور می خواهد، افسر و سرباز می طلبد،
پذیرش و اطاعت و فداکاری و جانبازی لازم است.
آنانی منتظران واقعی اند که مشتاقند هستی خود را فدای اهداف الهی مهدی"عجل الله تعالی
فرجه الشریف" کنند.
امروز، نیروهای خالص، مطیع، پا به رکاب و جان بر کف کجایند و در چه شرایطی به سر
می برند؟
انتظار بدون خودسازی و تعهد و تقوا و شهادت طلبی امت منتظر بی معناست.
دین باوران آماده جهاد، شایسته این وصف اند و منتظر تحقق وعده الهی!
اگر مهدی زهرا" عجل الله تعالی فرجه الشریف" باز گردد.
جهان آیینه اعجاز گردد
سرم را پیش پایش می گذارم
که با خاک رهش دمساز گردد
اینکه فرموده اند، فرج شما در " انتظار فرج" است، اشاره به این تحول کیفی در رفتار و
آمادگی و تلاشگری منتظران هم دارد و چنین است نقش انتظار، در زندگی منتظران!
بار سر ور من وقتی به یاد می اورم این بد بندگی ها این لغزش دوباره را ! این بی
محبتی دوباره به تو را از روی شر مساریم واز درد و دریغ فراد بر اورم خدای من !
سرور من! مولای من! گیرم بر اتش عذاب تو تاب اورم درد دو دریغ دوری تو را چه کنم
وچگونه و چه سان تاب اورم که دیده از دیوار کرامت تو بدوزم !و با اینکه به بخشش و
بخشایش تو دل بسته ام چه سان و چگونه در اتش ماندن و سوختن را بپندم!؟




ای پروردگارم !ای مولایم !ای سرورم! ای صاحب من !چگونه تاب اورم وقتی که مرا
بخاطر بد بندگی هایم در مقابل تمام عظمت تو با اینکه عظمت تو را می دانستم
ومن را از این روز خبر داده بودی مرا خسته ! دل گسسته ! ودست و پا بسته ! غل
وزنجیر برگردن!حضر اورند !ومن را لرزان لرزان وترسان ترسان !شرمگین ورسوا! خجل و
دروا!گاه به انم سو وگاه به سوی دگر بنگرم حال بندگان فرمانبردار تو را ببینم که تاج
عزت بر ر نهاده اند و مورد رحمت تواندوبه خود نگاه کنم!وای از این یرت ناپاک من!!!!!!!!!

ومن باز چگونه ان همه مهربانی و بنده نوازی را چگونه وچه ناروا و ناهنجار پاسخ دادم
وبا بزرگواری باینده بنده نواز چون تو ه بد معامله ای کردم !به این می اندیشم من
چگونه در مقابل ان همه لطف و بنده نوازی وظیفه ای که بر عهده داشتم چگونه از
وظیفه خود شرمنده و خذلان برامدم!!!!!!!!!!!!!!!






باز به خوشدل و می نازم که خدایم رحیم ورئوف است !مولایم کریم و نوازنده است !
محبوبم و حبیبمان وعزیزمان قریب و نزدیک است و قریب و نزدیک پذیرنده و مجیب
است!!

ای سرور من ای مولای من یاریم کن چون نعت عشق بازی تو را دوست دارم!!!

هنگامی است که چشمان انتظار به راهت دوخته و
جان و دل به شراره های اشتیاقت، سوخته ایم باغ آرزوها
به شوق بهار روی تو خزان ها را می شمارد و چکامه های خونین شقایق را می نگارد؛
نرگس ها داغ هجر تو بر سینه دارند؛
عروسان چمن جز به مژده جمال دلارایت سر زحجله عیش برنیارند؛
مهدیا!
معراج نشینی بگذار و از پرده غیبت به درای و رخسار محمدی بنمای؛
که خیل منتظران به جان آمده از حقارت و عیدهای دنیایی، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند.
ای گوشوار عرش الهی! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین،
بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سرخوشیم،
هر بامداد ، یاد طلوع تو را در سینه می پرورانیم و
پرتو چهره تو را در دیده نقش می زنیم.
عمری است که اشک هایمان را در کوره سوزان حسرت ها انباشته ایم

و انتظار جمعه ای را می کشیم که جویبار ظهورت از پشت کوه های غیبت
سرازیر شود، تا آن کوره را بدان آب غاموش سازیم و آن حسرت ها را به دریا ریزیم. 
سبکبار تن خسته امان را در زلال آن بشوییم.
ای امید بی پناهان، بیا...بیا.
از ثری تا به ثریا، دل های بی قراران، شیدای یک نگاه توست.
از سوی تا ماسوی جان های بی پناهان، نثار قدم های تو باد.
بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشان و
قضای عهد انتظار را دستی برافشان.



اگر امیر رویی نیست شو پروانه شو
پای بند ملک هستی در خور پروانه نیست
بیاد شهید دکتر بهشتی و یاران به خون افتاده اش
قلمم نمی گنجد و ناچیز است از نوشتن عظمت یاران خدا
یادشان فرخنده باد
*****سهراب دخشان******
آیت الله کشمیری جواب میدهد((بله، امام زمان پاک و مطهر است؛باید پاک
شوید ،طاهر شوید تا سنخیت پیدا شود.))






((هر وقت متقی شدید زمینه خدمت آقا رسیدن فراهم است.))
((شما خوب باشید امام زمان خودش سراغتان می آید))

و این حرف تمام بزرگان است،امام در پرده نیست ، این پرده بر دل ها و 
چشم های ماست که مانع دیدار می شود و آنهایی که به شرف ملاقات او
رسیدند خود از پرده غیبت به در آمدند و امام را همیشه حاضر و ناظر در 
مقابل خود دیدند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

آری! بهتر است خوب تر بیندیشیم،آیا دیدن ظاهر حضرت و تشرف خدمت آن 

حضرت و همنشین شدن ظاهری با او مهم تر است یا دیدن او با چشم دل
و نزدیک شدن دل و روحمان به حضرت؟!!...





یا مهدی جان اماما مدانم که هر چه مشگل است از ماست
ولی اماما بحق خون حسین بن علی(ع) خودت یاریمان کن
یار مخلص تو 


سلام
اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم 

یا صاحب الزمان ! ...
یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه
ی توست . 
شرمنده ایم .
می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .
می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی
است که در حق تو کرده ایم .
یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،
و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .
به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می
یابیم . ![]()

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .
اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .
اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم ، می
گذاریم .
ای یوسف زهرا ! 
خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،
ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،
روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .
به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر
ای عزیزِ مصرِ وجود !
سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .
نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار
از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .
یابن الحسن !
برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک –
آورده بودند ،
سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .
اما ...
ای آقا ! ای کریم ! ای سرور !
ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .
آن کالای اندک را هم نداریم .
اما... نه ،
کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده ایم .
دل شکسته داریم 
و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم .
ناامیدیم و به امید آمده ایم .
افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .
سفارش نامه ای هم داریم .
پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .
یاا صاحب الزمان !
به یقین ، تو از یوسف مهربانتری . 
تو از یوسف بخشنده تری . 
به فریادمان برس ، درمانده ایم . 
ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !
یعقوب وار ، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار
نداریم . 
در دوران پر درد هجران ، اشک می ریزیم و می گوییم :
تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم .
تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم .
با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم .
سخت است بر ما ، که از دوری تو ، روز و شب اشک بریزیم . 


سخت است بر ما ، که مردم نادان تر واگذارند . 
سخت است بر ما ، که دوستان ، یاد ترا کوچک شمارند .
یا بقّیةالله !
خسته ایم و افسرده ،
نالانیم و پژمرده ،
گریه امانمان را بریده است . 
غم دوری ، دیوانه مان کرده است .
اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم :
کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .
تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم 
کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟


تا من او را در گریه یاری دهم 
مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند . 
و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .
و ای کاش نسیمی از کوی تو ،
بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .
و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد 
تا نور دیدگانمان گردد .
ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .
درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است
کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟
شکست و سرافکندگی ، خوار و بی مقدارمان کرده است . 


کی می شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟
و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده ای .
کی می شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده ای ؟
و ببینیم پشت سرکشان را شکسته ای .
کی می شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده ای ؟
و اگر آن روز فرا رسد ...
و ما شاهد آن باشیم ،
شکرگزار و سپاسگو نجوا می کنیم :
می دانم که می ایی 
می دانی که می دانم چقد ر چشم انظار کوی عشق تویم
الحمدلله رب العالمین .
داشتم مطلبی رو می خوندم که به این نکته برخوردم ![]()
که می کفت قرا است امام زمان از چشم های متعارف پنهان![]()
معنی های زیادی تو این جمله است که ساعت ها فکرو ادمو ![]()
حقیقتا ما چقد برای نزدیگ شد ن به امام زمان تلاش کردیم ![]()
اخه چقد راحل امام زمان پیش پای ما گذاشته ![]()
برای دیدن او ![]()
حتی یکبار ملتمسانه خواستیم عمل کنیم ![]()
وای بر ما وای بر من وای بر نفس سرکشم ![]()
که هر ثانیه افسار گسیخه اویم
![]()
هر کجا که روم نالم
چون بلبل شوریده ![]()
سر تاسر عالم را گلزار تو می بینم ![]()
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
بلبلی در باغ روی گلی نشسته بودوچهچهه می زد. به اوگفتندای
بلبل تا دیروز در فصل پائیز از دوری گل و بهار فریاد میکردی حالا
که فصل گل امده چرا دیگر ساکت نمی شوی
پاسخ داد.
این دادم با داد اولم تفاوت دارد .داداولم از این بود که گل کجاست
اما حالا دادم از این است که نکند از من خلاف ادبی سر بزند
نکند کاری از من سر بزند و گل به من بگوید: برو پی کارت !
وباز من مبتلا به هجران شوم .
انقدر فریاد زنم تا دل گل به حالم بسوزد


عشق يعني ...؟
عشق يعني دائماً در اضطراب
عشق يعني تشنگي در شط آب
عشق يعني لاله پرپرشدن
عشق يعني در رهش بي سرشدن
عشق يعني عاشق شيدا شدن
عشق يعني گمشدن پيدا شدن
عشق يعني مبتلا گشتن به درد
عشق يعني عقل را کردي تو طرد
عشق يعني هردمي در جستجو
عشق يعني هجرت از من تا او
عشق يعني حرف او برروي چشم
عشق يعني صبر در هنگام خشم
عشق يعني دلبري دلدادگي
عشق يعني غربت واماندگي
عشق يعني،همچو آتش سوختن
عشق يعني چشم بر او دوختن
عشق يعني دائماً در درد ورنج
عشق يعني يافتن صدکوه گنج
عشق يعني زلف تاب
عشق يعني زلف او برپاي بنديده کمند
بغض ترانه
بغض ٍ ترانه رو نگا محو ٍ سکوت , چه غم زده
چه سر به زیر , چه بی صدا تو این شب ٍ شبنم زده
رو هق هق های بی تپش عطر ٍ حضور ٍ خواهشه
پرنده از قفس پرید محاله که پیداش بشه
اما من از مصیبتا پل به ستاره می زنم
طلسم این بی کسی و تو چشمای تو میشکنم
شاپرک و نفس می دم قاصدک ها رو بال و پر
بجنگ هجرتت میام تموم میشه حکم ٍ سفر
تو عزلت ثانیه ها طلوع یک مسافره
از ایل و از تبار عشق از دور دورای خاطره
آهای مسافر غریب رسیده از گرد و غبار
به بیشه های شب نشین مثل ستاره ها ببار
روشنی ظهور تو خورشید و از جا میکنه
فریاد بزن , با من بگو این آخرین حرف منه
:
بیا رو بغض ترانه , بذر شادی رو بپاشیم
آخر قصه بخوابیم , اول ترانه پاشیم
گریه هایم بی صداست
عشق من بی انتهاست
رد پای اشک هایم را بگیر![]()
تا بدانی خانه عاشق کجاست ![]()
خود می دانم عشق من عشق ورزیدن به خداست![]()
حال که اینجنین شیفته توام ای حسین (ع)
راه عشق هم راه عشق تو....****************

سهراب درخشان