تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نیست
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نیست
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....

پروردگارا، خداي من، ای همه بود و نبود من، ای نیکو کردار! منم همان بنده گریزان و


گنهکار، هر چه از تو می رسد نیکویی است و هر چه از من می بینی، گناه و غفلت




است. ا
تعظیم کنم و بزرگی ات را به سجده آیم. خاک درگاهت را سرمه چشم کنم و خود را

تسلیم تو کنم. به نیت تقرب و نزدیکی تو را تکبیر می گویم و تو بزرگتر از آنی که در
ذهن کسی بگنجی

از اون ورا رد شدی یه سرم به من بزن

ای هستی من میدانی که کیستم و چیستم
کمکم کن
دوستار شما**م.ش
هر صبح آغازي ديگر است هر صبح جهاني است که از نو تولد مي يابد امروز روزي نو
است. اين دنياي من است که امروز از نو بنياد مي يابد. سراسر حياتم را تا اين لحظه
گذرانده ام تا چنين روزي فرا رسد. اين لحظه اين روز همچون لحظه هاي ديگر در طول
ابديت خوب و گرامي است. برآنم که از اين
روز و لحظه لحظه آن بهشتي، زميني
بيافرينم امروز روز اقبال من است. 





می خواهمت یارا خواهم امد روزی 





در ضمن یکی از توقیعات ( نامه امام به شیخ مفید ) آمده: 


ما گر چه در مکانهای دور از ظالمان به سر می بریم خداوند متعال فعلا صلاح ما و شیعیان مومن ما را مادام که دنیا در دست فاسقان است چنین خواسته ما به ماجرای زندگی شما کاملا اطلاع داریم و از اخبار و آزاری که از ناحیه دشمنان به شما می رسد باخبریم چنانچه که با گذشتگان صالح اینچنین می شد. ولی ما شما را فراموش نمی کنیم و توجه کامل به شما داریم وگرنه سخت در فشار دشمن قرار می گرفتید یا دشمن شما را نابود می کرد تقوی و پرهیزکاری را پیشه کنید. امام (عج) در ضمن توقیع دیگر برای شیخ مفید چنین می نویسد: کسی که از برادران دینیت تقوی پیشه کند واز خدا بترسد و آنچه که بر عهده اش است به مستحق واگذار نماید از فتنه و آشوب باطل محفوظ خواهد ماند و اگر پیروان ما که خداوند آنان را توفیق دهد به اتفاق با صدق قلب وفای به عهد کنند برکت ملاقات با ما از آنها تاخیر نمی افتد وسعادت دیدار ما سریعا به آنها با کمال شناخت و خلوص خواهد رسید خداوندیار و یاور است و او برای ما کافی است و او نیکو نگهبان است و درود خدا بر آقای ما بشارت دهنده و ترساننده. محمد (ص) و دودمان پاکش باد. این نامه در آغاز شوال سال 412 هجری قمری ازناحیه مقدسه امام عصر (عج) برای شیخ مفید صادر گردیده است. 





این گفتار حاکی است که پنهان شدن امام عصر (عج) به خاطر عدم پذیرش جامعه است اگر جامعه صالح گردد و همه با کمال خلوص به اتفاق در برابر دشمن بایستند به ملاقات امام عصر (عج) خواهند رسید. ضمنا ناگفته نماند که توقیع امام عصر (عج) برای بعضی از علمای دیگر نیز صادر شده از جمله برای علی ابن الحسین بن موسی بن بابویه معروف به ابن بابویه پدر بزرگوار شیخ صدوق که در قم در قسمت شمال اول خیابان چهار مردان مدفون است و حرم و بارگاه دارد وی در زمان خود فقیه و پیشوای مردم قم بوده است و به گفته این ندیم وی 200جلد کتاب نوشته است و در سال 329به دیار ابدی شتافته است




ای بهارترین طلوع من ،
ازمشرق نگاه خسته ام ظهور کن
بعد از هفت خوان انتظار به جمعه رسیده ایم
و نشستن در میعاد گاه و رویت ندیده باز گشتن برایمان عادت شده.......
دلم آنقدر آلوده دلبستگی های دنیوی شده که حتی قلم را یارای نوشتن نیست
دیگر قلم به دل وصل نمی شود که بنگارد برای آمدنت ، قلم در میان
افکار پوچ ومشوش مغز ودل سر گردان مانده است
آقا جانم مرا به عشق تو پیوند زده اند حتی اگر عشقت در دلم کمرنگ
شود باید به گرمی آن ادعا کنم......
پس مرا در زلال نگاهت ودر سر چشمه ای دستانت پاک گردان
مرا به سوی پاکی و رهایی از دنیا سوق ده و مرا از آن خود کن

سالهاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم. به هر گلی که میرسیم، بوی تو را در
آن جست و جو میکنیم. در کوچه پس کوچههای عشق به دنبال معشوق میگردیم تا شاید
نشانی تو بیابیم و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم. چه زیباست لحظهی
قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری میگویند
پروردگارا بازهم فرصتی دیگر به من عنایت کردی نعمتی بزرگی که از شکر گذاری ان عاجزم
بدرستی ک
ه خدایا درست است (حسبی الله )یعنی پروردگارا تو مرا کافیستی 
خدایا ای مولای من ای سرور من ای سلطان عظیم ای پروردگای که زمین اسمان وهرانچه
در بین ان است تو را تسبیح می گویند به عظمت وجودیت قسمت می دهم که مرا در این راه
هدایت کن بنده کوچک تو (م . س .ش )





مهربانا همه واژه هایم در مدح تو سر تعظیم فرو آورده اند 
من و واژه هایم قاصریم از ثنای تو 
الهی مدتهاست که گوئی دیگر با تمام اشتیاق و تمنای دلم برای گفتن با تو
زبانم یارای سخن ندارد
پس همین بس که تو خود بهتر می دانی همهء وسعت قلبم از آن توست
الغیاث الغیاث الغیاث

الهی از حضور بی حضورت عطشی در وجودم گذاشته ائی
که هیچ آبی آن را فرو نمی نشاند
هر چه می خوانمت و 
هر چه در حضورت با سکوت می نشینم و
آنگاه که در آسمان بی انتها پرواز می کنم
ودر اعماق هستی سیر می کنم
می بینم ومی شنوم که 

تو به همهء زبانها پاسخ می گوئی ... 
اما باز هم گوئی هیچ پایانی بر بی تابی روحم نیست
من باز اینجا هستم ،اسیر ماده
اسیر تنگناهای تردید شیطانی
باز هم دلم نا شنوا و نابیناست
عاجز و درمانده 
اما الهی العفو مبادا که ره گم کرده باشم
ميلاد امام حسين عليه السلام مبارک باد![]()
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليک يا اباعبدالله الحسين
السلام عليک يا اباالفضل العباس
السلام عليک يا مولاي يا صاحب الزمان
اموزگار عشق حضرت حسين بن علي عليه السلام و معلم ايثار و
فداکاري حضرت اباالفضل العباس و زينت عبادت کنندگان حضرت سجاد عليهم السلام
را خدمت پدر و مادر بزرگوارشان حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام
الله عليها و ام البنين سلام الله عليها و خاندان عصمت و طهارت و همچنين نور چشم
عرشيان و فرشيان حضرت مهدي موعود عليهم السلام تبريک وتهنيت عرض مي نمايم
عشاق عيدتان مبارک![]()

اولين مشتري مجلس پر فيض حسين مادرش حضرت زهراست خدا ميداند
در راه خدا چو نيست شد هست حسين شد عالم هستي همه پابست حسين

قضيه تكان دهنده آقا شيخ حسن كاظمينى
جناب آقا شيخ حسن كاظمينى فرمود: سال 1224, در كاظمين , زياد طالب تشرف خدمت حضرت ولى عصر
عجل اللّه تعالى فرجه الشريف بودم و به اندازه اى اين عشق و علاقه شديد شد كه از تحصيل باز ماندم و
ناچاريك دكان عطارى و سمسارى باز كردم .
روزهـاى جـمـعه بعد از غسل جمعه , لباس احرام مى پوشيدم و شمشير حمايل مى كردم و مشغول ذكـر مـى
شـدم .
(ايـن شـمـشـير هميشه بالاى دكان ايشان معلق بود) دراين روز خريد و فروش نمى كردم و منتظر ظهور امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف بودم .

يكى از جمعه ها مشغول به ذكر بودم كه سه نفر سيد جلوى صورتم ظاهر و به در دكان تشريف فرما شدند.
دو نفر از آنها كامل مرد بودند و يكى جوانى در حدود بيست وچهار ساله كه در وسط آن دو آقـا قرار داشت و
فوق العاده صورت مباركشان نورانى بود.
بحدى جلب توجه مرا نمودند كه از ذكر باز ماندم و محو جمال ايشان شدم وآرزو مى كردم كه داخل دكان من
بيايند.

آرام آرام با نهايت وقار آمدند تا به در دكان من رسيدند.
سلام كردم .
جـواب دادند و فرمودند: آقا شيخ حسن , گل گاوزبان دارى ؟ (و اسم دارويى را بردندكه ته دكان بود و الان
اسمش در نظرم نيست .
) فـورا عـرض كـردم : بـلى دارم .
حال آن كه روز جمعه من خريد و فروش نمى كردم و به كسى هم جواب نمى دادم .
فرمودند: بياور.

عـرض كـردم : چـشم و به ته دكان براى آوردن آن دارويى كه ايشان فرمودند, رفتم و آن را آوردم .
وقـتـى كه برگشتم , ديدم كسى در دكان نيست , ولى عصايى روى ميز جلوى دكان قرار دارد.
آن عصا, عصايى بود كه در دست آن آقاى وسطى ديده بودم .
عصا رابوسيدم و عقب دكان گذاشتم و بيرون آمدم و هر چه از اشخاصى كه آن اطراف بودند,سؤال كردم :
اين سه نفر سيدى كه در دكان من بودند, كجا رفتند؟ گفتند: ما كسى را نديديم .
ديـوانه شدم .
به دكان برگشتم و خيلى متفكر و مهموم بودم كه بعد از اين همه اشتياق ,به زيارت مـولايـم شرفياب شدم ,
ولى ايشان را نشناختم .




در اين اثناء مريض مجروحى را ديدم كه او را ميان پـنـبـه گـذاشـتـه اند و به حرم مطهر حضرت موسى بن
جعفر (ع ) مى برند.

آنها را برگردانيدم و گفتم : بياييد

چشم به راهان سپیده با آن " خورشید پنهان" انس و الفت دارند و او را هر چند غایب است،
" حاضرترین حاضران" می بینند و " حضور غایبانه" او را روشنایی راه خویش می سازند.
اینگونه است که منتظران، از وجود آن" آفتاب پشت ابر" بهره می برند و چنین جرعه نوش
باده شوقند و سرمست از صهبای عشق!
امید به آمدنش، انگیزه آفرین تلاش و حرکت است و بر دیدگان مشتاق دلدادگان او، "سرمه
انتظار!"
اینان، پای بندی به رضای مولا را، که در سایه تقوا و پرواست، تمرینی برای اطاعت عصر
حضور قرار می دهند و آنگونه که امام صادق علیه السلام فرمود منتظران ظهور در
عصرغیبت اند و گوش به فرمان او در هنگام حضور:" طوبی لشیعة قائمنا، المنتظرین
لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره..." (1)
بذر انتظار، زندگی منتظران را بارور می سازد و به زندگی ها شور و امید می بخشد، تا در
ساختن فردایی روشن و سعادت بخش، سهیم و شریک باشد.
تلاش و تحرک، ثمره بذر مقدس انتظار است.
آنان که دیده امیدوار خود را به روزی دوخته اند که با آمدن مهدی" عجل الله تعالی فرجه
الشریف" سایه عدالت جهانی همه جا و همه کس را فراگیرد، اگر از پیشگامان این
عدالتخواهی و عدل گستری نباشند، به آن امید و این امیدواری باید به دیده تردید نگریست.
باید پرسید، در خودمان و جامعه مان و محیط زندگی مان، چه تمهیدات و زمینه هایی را برای
تحقق این آرمان گوهرین فراهم ساخته ایم؟
آن امام موعود برای عدل گستری جهانی، نیرو و یاور می خواهد، افسر و سرباز می طلبد،
پذیرش و اطاعت و فداکاری و جانبازی لازم است.
آنانی منتظران واقعی اند که مشتاقند هستی خود را فدای اهداف الهی مهدی"عجل الله تعالی
فرجه الشریف" کنند.
امروز، نیروهای خالص، مطیع، پا به رکاب و جان بر کف کجایند و در چه شرایطی به سر
می برند؟
انتظار بدون خودسازی و تعهد و تقوا و شهادت طلبی امت منتظر بی معناست.
دین باوران آماده جهاد، شایسته این وصف اند و منتظر تحقق وعده الهی!
اگر مهدی زهرا" عجل الله تعالی فرجه الشریف" باز گردد.
جهان آیینه اعجاز گردد
سرم را پیش پایش می گذارم
که با خاک رهش دمساز گردد
اینکه فرموده اند، فرج شما در " انتظار فرج" است، اشاره به این تحول کیفی در رفتار و
آمادگی و تلاشگری منتظران هم دارد و چنین است نقش انتظار، در زندگی منتظران!